سفارش تبلیغ
صبا
 
نیامده را مپرس که چیست ، که آنچه رخ داده براى مشغول ساختن تو کافى است . [نهج البلاغه]
 
امروز: چهارشنبه 96 شهریور 29

بنام خدا
دوستان عزیز سلام
حتماً تا حالا نام حزب کارگزاران سازندگی به گوشتان خورده و در خبرها چیزهایی از این حزب شنیدید خصوصاً در ایام انتخابات که این حزب فعال تر از سایر ایام سال می باشد .
در این مجال به بررسی اجمالی این حزب می پردازیم که عیناً از
پایگاه خبری - تحلیلی سپهر انتخاب و به نظر شما می رسد .امیدواریم با مطالعه کامل این مقاله نسبتاً طولانی اطلاعاتی هر چند اندک از این حزب و اهدافش بدست آورید . ما را از نظرات خود بی نصیب نکنید .

* پیشینه:
روزهای زمستان 1374 که کم کم شور و شعفی از انتخابات مجلس پنجم یافته بود، حضور گروهی تحت عنوان «کارگزاران سازندگی ایران» را در حالی حس کرد که موج شعار سازندگی شعار غالب دولت بود. این اسم گذاری موجب اعتراض بسیاری دیگر از کارگزاران نظام گردید و ناگزیر تا رسمی شدن و کسب پروانه، برای فرار از مشکلات حقوقی آن، از عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی ایران» استفاده می گردید.
در ذیل بیانیه اعلام موجودیت این حزب  نامهایی دیده می شد که اغلب چهره های آشنایی بودند و سالها سابقه حضور در قدرت را داشتند. افرادی همچون آقازاده، زنگنه، ترکان، غرضی، نجفی، فروزش، محمدخان، مهاجرانی، نوربخش، محمد هاشمی، مرعشی، امراللهی، هاشمی طبا، کرباسچی و ... که در آن موقع بر کرسی وزارت، معاونت رییس جمهور، ریاست بانک مرکزی و شهرداری تهران نشسته بودند. این امر به خوبی بیانگر آن بود که مدیران اجرایی کشور با تشکیل گروه قصد بسط قدرت خود به دیگر عرصه های حاکمیت را داشتند تا شرایطی فراهم آورند که در مسند قدرت باقی بمانند. به عبارتی کارگزاران در نگاه موسسین آن کارکرد حزبی به معنای متداول آن که وظیفه «کادرسازی» و «مدیرپروری» دارد را نداشت و تنها وجه اشتراک موسسین بقای در قدرت بود؛ کرباسچی دبیرکل کارگزاران در این باره چنین می گوید:" کارگزاران، یک گروه سیاسی دارای آیین نامه و اساسنامه نیست، بلکه به سبب ضرورتهای مقطعی دوران انتخاب مجلس به وجود آمد، یعنی ما بر اساس ضرورتهایی که در مقاطع مختلف انقلاب پیش می آید فعالیت می کنیم." (روزنامه اخبار، 12/6/75)
در چنین شرایطی برخی از بزرگان نظام به موسسین این حزب هشدار دادند و نسبت به مشکلات احزاب دولت ساخته برای کشور احساس خطر نمودند، در پی این هشدارها در همان ابتدای امر برخی از وزیران موسس حزب انصراف خود را از حضور تشکیلاتی در کارگزارن اعلام کردند، گرچه همواره همراهی موثر برای این حزب نو پا به حساب می آمدند.
حزب کارگزاران که از تحصیل کردگان و یا تحصیل نکردگان با ژست تحصیل کردگی تشکیل شده بود با پناه بردن به نام تکنوکرات (technocrat) سعی بر القای چهره ای علمی از خود نمود و در این میان رقیبان خود را با برچسب «جوانان انقلابی دیروز» و با اتهام نداشتن سواد آکادمیک ترد کرد. افرادی همچون دکتر غفوری فرد ، مهندس خاموشی و ...
در نهایت فهرستی با عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی ایران» برای مجلس پنجم معرفی گردید. در این فهرست که نام عبدالله نوری در صدر آن قرار داشت نام افراد اصولگرایی همچون حضرات آیات موحدی کرمانی، دری نجف آبادی ، ناطق نوری، مرحوم ابوترابی و ... نیز گنجانده شد تا پروژه فریب تکمیل گردد. گرچه آنها از این حمایت تبری جستند اما حجم گسترده تبلیغات کارگزاران که تا آنزمان بی نظیر بود از یکسو و کمبود وقت برای روشنگری در این زمینه فرصت را به دست کارگزاران داد. حزب تازه تاسیس در مرحله اول توانست نامزد اختصاصی خود فائزه هاشمی که دختر رییس جمهور وقت بود را با شعارهای فمنیستی همچون آزادیهای اجتماعی برای زنان در غالب آزادی دوچرخه سواری در کنار ناطق نوری رییس مجلس دوره چهارم در مرحله اول به مجلس بفرستد. هرچند صرف هزینه های هنگفت برای تبلیغات خانه به خانه کارگزاران تحت عنوان نامه تشکر کرباسچی و فائزه هاشمی از مردم تهران نتوانست در راه یابی دیگر چهره های اختصاصی کارگزاران همچون شهرداران مناطق (تاجران، تقوی منش و ...) و یا یاران استراتژیکی همچون مهدی حجت و الویری موثر افتد.
عملکرد این دوره کارگزاران بیانگر هدف بودن قدرت برای آنها و نه فن سالاری بود و در این راه خط قرمزی برایشان موجود نبود. آنچنانکه در آستانه انتخابات 76 مهاجرانی رسما خواستار تغییر قانون اساسی برای امکان کاندیداتوری هاشمی برای سومین بار در انتخابات شد اما اندکی بعد در دوره وزارت ارشادش در برابر موج ترور شخصیت رفسنجانی توسط مطبوعات هم پیمانانش سکوت اختیار کرد وحتی گاه میدان را نیز برای ایشان مهیا نمود.
توجه به منابع مالی این حزب نیز به خوبی بیانگر این است که این گروه از ابتدا در چه تفکری ریشه داشته است. به عنوان نمونه شرکت OIEC که در زمان وزارت اقازاده در سال 66 تاسیس شد و توسط فروزش، محمدخان، روغنی زنجانی، واعظی و لاهیجانیان اداره می گشت ، به طور کامل در اختیار اعضای کارگزاران بود و در پروژه هایی نظیر پتروشیمی تبریز و خراسان و پالایشگاه بندرعباس حضوری جدی داشت؛ این شرکت مقدمه ای برای تاسیس شرکت  پتروپارس توسط زنگنه گردید که به عنوان شرکت به ظاهر خصوصی در یکی از جزایر بریتانیا ثبت شد. حضور بهزاد نبوی و محسن صفایی فرهانی در این شرکت بیانگر تعامل و همراهی بالای این حزب با سیار اصلاح طلبان و به مشارکت طلبیدن آنها در پروژه های مالی کلانی همچون پتروپارس است، آنچنان که در شماره ششم همشهری ماه (در دوران مسئولیت عطریانفر)  از قول زنگنه نقل می گردد که در برابر ابراز بی میلی بهزاد نبوی برای پذیرش ریاست هیات مدیره پتروپارس اصرار می نموده است که این کار توست و از کس دیگری بر نمی آید."
برای بررسی چگونگی مسائل مالی کارگزاران اسناد کمی در دسترس است اما برای نمونه کافی است به پرونده غرضی که در یکی از مطبوعات منتشر گردید و علی رغم شکایت وزیر وقت مخابرات دادگاه رای به تبرئه نشریه افشاگر داد و یا پرونده قطور کرباسچی و مدیرانش در شهرداری تهران سری بزنید.
ادامه مطلب...

 نوشته شده توسط سیدعلی در دوشنبه 86/6/5 و ساعت 5:45 صبح | نظرات دیگران()

بنام خدا
با سلام
قبل از هر کلامی فرارسیدن ایام ولادت سراسر نور و سرور منجی عالم بشریت ، حضرت ولیعصر (عج) را به همه شما خوبان تبریک عرض می نماییم .
این وبلاگ ، وبلاگی کاملاً سیاسی می باشد و به هیچ حزب و گروهی وابسته نبوده و تابع محض ولایت مطلقه فقیه می باشد و در جهت منویات و فرمایشات مقام عظمای ولایت ، حضرت آیت الله خامنه ای قدم بر می دارد و در همین راستا وظیفه خود می داند که از دولت مورد حمایت رهبری ، حمایت و دفاع نماید .
در همین ابتدای راه به همه کسانی که در زیر نقاب اصلاح طلبی پنهان شده اند هشدار می دهیم که مراقب اعمال خود باشند زیرا این وبلاگ درصدد است تا نسبت به رسوایی خطوط انحرافی اقدام نماید .
از همه دوستانی هم که با ما هم عقیده اند می خواهیم که با حضور فعال در این وبلاگ و ارائه نظرات خود در پربارترشدن مطالب آن ما را یاری نمایند .
منتظر شما هستیم .

          **********************************************
اولین پست این وبلاگ را بمناسبت نیمه شعبان متبرک می کنیم به سروده ای از مقام معظم رهبری که چندی پیش در جمع شعراء قرائت گردیده و از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است .
 


سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جانی خویشم

بشکسته‌تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند امین، بسته دنیا نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم
***************************


 نوشته شده توسط سیدعلی در جمعه 86/6/2 و ساعت 2:54 عصر | نظرات دیگران()
درباره خودم

فصل بیداری
سیدعلی
رهسپاریم با ولایت تا شهادت

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 0
مجموع بازدیدها: 8161
جستجو در صفحه

لینک دوستان
لوگوی دوستان
خبر نامه